بیت تنسور چه کاری انجام میدهد؟
بیت تنسور بستری برای راهاندازی بازارهای مستقل خدمات دیجیتال است. هر بازار که «زیرشبکه» نام دارد، میتواند برای کاری مانند پاسخگویی یک مدل، فراهمکردن توان پردازشی، ذخیرهسازی یا پیشبینی طراحی شود. سازنده زیرشبکه تعیین میکند چه خروجیای لازم است و کیفیت آن چگونه سنجیده شود. بنابراین کاربرد همه زیرشبکهها یکسان نیست و باید هرکدام را با معیارهای خودش شناخت.
هدف شبکه این است که افراد و گروههای مختلف بتوانند برای تولید این خدمات رقابت کنند و بر پایه ارزیابی عملکردشان پاداش بگیرند. بیت تنسور خود یک سرویس هوش مصنوعی واحد نیست که همه درخواستها را به یک مدل مشخص بفرستد. محصولی که کاربر دریافت میکند به زیرشبکه و برنامهای بستگی دارد که از آن استفاده میکند. وجود زیرساخت پاداشدهی نیز بهتنهایی کیفیت یا تقاضا برای هر خدمت را تضمین نمیکند.
زیرشبکهها چگونه کار میکنند؟
در یک زیرشبکه، ماینرها کار تعریفشده را انجام میدهند و اعتبارسنجها خروجی آنها را ارزیابی میکنند. برای نمونه، اگر زیرشبکهای پاسخ به درخواستهای متنی را پاداش دهد، ماینر میتواند پاسخ تولید کند و اعتبارسنج آن را طبق روش همان زیرشبکه بسنجد. این فقط یک مثال است؛ در زیرشبکهای دیگر، وظیفه و شیوه سنجش ممکن است کاملاً متفاوت باشد.
بخش عمده کار، از جمله تولید خروجی و آزمودن آن، بیرون از زنجیره انجام میشود. زنجیره سابتنسور عضویت، سهامگذاری و اطلاعات لازم برای تخصیص پاداش را ثبت میکند. در پایان دورههای هر زیرشبکه، سازوکار یاما ارزیابی اعتبارسنجها را با توجه به وزن سهام آنها ترکیب میکند و در تعیین سهم مشارکتکنندگان از انتشار توکن نقش دارد. این روش به طراحی آزمونهای معتبر و رفتار درست اعتبارسنجها وابسته است؛ اگر سنجش کیفیت ضعیف باشد، پاداشها هم ممکن است تصویر دقیقی از فایده واقعی کار ندهند.
نقش TAO در بیت تنسور
TAO دارایی بومی زنجیره بیت تنسور است. انتقال دارایی، پرداخت کارمزد عملیات زنجیره و سهامگذاری از کاربردهای آن هستند. برای مشارکت در بعضی فعالیتهای شبکه نیز به TAO نیاز است. پاداشدهی در بیت تنسور از انتشار TAO و توکنهای زیرشبکه پیروی میکند؛ بنابراین وقتی از پاداش یک مشارکتکننده صحبت میشود، باید دید آن پاداش در چه دارایی و در کدام زیرشبکه ثبت شده است.
TAO را نباید با توکن هر زیرشبکه، موسوم به آلفا، یکی دانست. هر زیرشبکه فعال توکن آلفای مخصوص خود را دارد و ارزش آلفای یک زیرشبکه با زیرشبکه دیگر برابر فرض نمیشود. این تفاوت برای خواندن موجودی کیف پول یا ارزش یک موقعیت سهامگذاری مهم است. عددی که کنار آلفا دیده میشود، بدون نام زیرشبکه و نرخ تبدیل آن به TAO معنای روشنی ندارد.
سهامگذاری و تفاوت زیرشبکه با ریشه
سهامگذاری TAO در یک زیرشبکه معمولی عملاً مبادله TAO با آلفای همان زیرشبکه در استخر نقدینگی آن است. با خروج از موقعیت، آلفا دوباره به TAO تبدیل میشود. مقدار TAO دریافتی هنگام خروج میتواند با مقدار اولیه تفاوت داشته باشد، چون نرخ آلفا تغییر میکند و خود مبادله نیز بر نرخ اجرا اثر میگذارد. کارمزد مبادله و تغییر نرخ میان دریافت پیشنمایش و ثبت تراکنش هم باید در نظر گرفته شوند.
زیرشبکه ریشه، با شناسه صفر، استثناست: توکن آلفا و استخر مبادله ندارد و سهامگذاری در آن به TAO ثبت میشود. در هر دو حالت، انتخاب اعتبارسنج بر سهم دریافتی از پاداشها اثر میگذارد و اعتبارسنج میتواند بخشی از سهم را بهعنوان کارمزد خود بردارد. پاداش ثابت یا تضمینشدهای وجود ندارد. پیشنمایش ارزش یک موقعیت بر اساس نرخ لحظهای استخر نیز لزوماً همان مقدار TAO قابل دریافت در خروج واقعی نیست.
یک مثال کاربردی برای خواندن موقعیت سهامگذاری
فرض کنید کاربری میخواهد از یک اعتبارسنج در زیرشبکهای مربوط به توان پردازشی پشتیبانی کند. ابتدا باید بداند آن زیرشبکه دقیقاً چه خدمتی تولید میکند و اعتبارسنج چگونه عملکرد ماینرها را میسنجد. سپس میتواند پیشنمایش تبدیل TAO به آلفای همان زیرشبکه را بررسی کند. تعداد آلفایی که در پیشنمایش میبیند، به تنهایی نشاندهنده سود یا ارزش آینده موقعیت او نیست.
اگر همان کاربر بعداً قصد خروج داشته باشد، باید پیشنمایش تبدیل آلفا به TAO را جداگانه بخواند. اندازه سفارش در برابر نقدینگی استخر میتواند مقدار دریافتی را تغییر دهد؛ نرخ نمایشدادهشده برای یک واحد آلفا، نرخ اجرای کل سفارش نیست. ابزارهای رسمی امکان گرفتن پیشنمایش و تعیین حد برای نرخ اجرا را فراهم میکنند، اما حدگذاری فقط اجرای معامله را محدود میکند و ارزش آلفا یا عملکرد اعتبارسنج را تضمین نمیکند.
عرضه و شیوه توزیع پاداش
طبق مستندات پروژه، سقف عرضه TAO برابر ۲۱ میلیون واحد است و نرخ انتشار آن با رسیدن عرضه به آستانههای تعیینشده کاهش مییابد. سقف عرضه و برنامه انتشار، میزان تقاضا یا ارزش دارایی را تعیین نمیکنند. افزون بر TAO، هر زیرشبکه توکن آلفای خود را دارد که عرضه و پاداشهای آن باید جداگانه بررسی شود.
زنجیره در هر بلوک TAO تازه را طبق قواعد شبکه به زیرشبکهها اختصاص میدهد و پاداش مشارکتکنندگان زیرشبکه در دورههای آن توزیع میشود. سهم ماینر، اعتبارسنج، سهامگذار و سازنده زیرشبکه به قواعد انتشار و تنظیمات مجاز همان زیرشبکه بستگی دارد. در نتیجه، مشاهده یک نرخ پاداش در یک زمان یا زیرشبکه، مبنای قابل اتکایی برای انتظار همان نرخ در جای دیگر یا در دورههای بعد نیست.
امنیت شبکه و نگهداری دارایی
کیف پول بیت تنسور میان کلید سرد و کلید گرم تفاوت میگذارد. کلید سرد مالک دارایی است و عملیات مالی مانند انتقال و سهامگذاری را امضا میکند. کلید گرم برای فعالیت عملیاتی در زیرشبکه، از جمله ثبت ارزیابی اعتبارسنج، به کار میرود. جدا نگهداشتن این دو کلید، بهویژه برای کسی که نرمافزار زیرشبکه را روی سرور اجرا میکند، خطر دسترسی آن نرمافزار به دارایی اصلی را کاهش میدهد.
عبارت بازیابی کلید سرد راه بازگرداندن دسترسی به دارایی است؛ افشای آن میتواند به از دست رفتن دارایی و گمشدن آن به قطع دسترسی منجر شود. رمز عبور فایل کیف پول جای عبارت بازیابی را نمیگیرد. مستندات پروژه همچنین درباره خطر نرمافزار آلوده و پیامهای جعلی پشتیبانی هشدار میدهند. کاربر باید نشانی مقصد، شبکه و جزئیات تراکنش را پیش از امضا بررسی کند و عبارت بازیابی را در اختیار هیچ سرویس یا فردی نگذارد.
محدودیتها و ریسکهای مهم
کیفیت خروجی زیرشبکهها به طراحی معیار ارزیابی، توان ماینرها و دقت اعتبارسنجها وابسته است. هماهنگی نادرست میان مشارکتکنندگان یا معیار ضعیف میتواند پاداش را از کیفیت واقعی خدمت دور کند. رقابت در یک زیرشبکه نیز به هزینه پردازش و نگهداری زیرساخت نیاز دارد؛ دریافت پاداش برای هر ماینر یا اعتبارسنج قطعی نیست.
سهامگذاری در زیرشبکه، فرد را در معرض تغییر ارزش آلفا نسبت به TAO قرار میدهد. نقدینگی کم یا سفارش بزرگ میتواند فاصله میان نرخ نمایشی و نرخ اجرا را بیشتر کند. از نظر اداره زنجیره نیز باید دو نوع اعتبارسنجی را جدا کرد: یاما برای ارزیابی کار ماینرهای زیرشبکه به کار میرود، در حالی که تولید و نهاییسازی بلوکهای سابتنسور طبق مستندات فعلی با مجموعهای از مراجع مجاز انجام میشود. این ساختار مجوزدار، یکی از محدودیتهای تمرکززدایی در سطح خود زنجیره است.