وانفینکس
چطور ابزار شناسایی اوردر بلاک را روی نمودار ارزیابی کنیم؟

چطور ابزار شناسایی اوردر بلاک را روی نمودار ارزیابی کنیم؟

25 مهر 1405

320

زمان تقریبی مطالعه: 3 دقیقه

وقتی چند ابزار روی یک نمودار، اوردر بلاک‌های متفاوتی نشان می‌دهند، انتخاب بهترین اندیکاتور اوردر بلاک دشوار می‌شود. ظاهر مرتب ناحیه‌ها کافی نیست؛ باید دید ابزار چه زمانی آن‌ها را رسم می‌کند، پس از رسم چه تغییری می‌دهند و در چه شرایطی دیگر قابل اتکا نیستند.

برای شناخت شیوه نمایش ناحیه‌ها می‌توانید راهنمای اندیکاتور اوردر بلاک را بخوانید. این مطلب یک گام جلوتر می‌رود: خروجی ابزار را با یک نمونه فرضی بررسی می‌کند و روشی برای پیدا کردن خطاهای آن می‌دهد. مثال آموزشی است و سیگنال معامله نیست.

advertise blog post start

پیش از بررسی نمودار، تنظیمات را ثابت کنید

یک جفت‌ارز و یک بازه زمانی مشخص انتخاب کنید. اگر بازه زمانی یا تنظیمات ابزار را میان نمونه‌ها تغییر دهید، مقایسه نتیجه‌ها دشوار می‌شود. نوع کندل، محل نمایش ناحیه و شرط حذف آن را نیز یادداشت کنید. بعضی ابزارها فقط آخرین ناحیه‌ها را نگه می‌دارند و بعضی، ناحیه‌های قدیمی را هم روی نمودار باقی می‌گذارند.

اگر با کارکرد عمومی اندیکاتور آشنا نیستید، ابتدا تفاوت میان داده ورودی و علامتی را که روی نمودار می‌بینید بررسی کنید. ناحیه‌ای که ابزار رسم می‌کند، تفسیر آن از حرکت قیمت است. دانستن این نکته کمک می‌کند علامت روی نمودار را با یک سفارش ثبت‌شده یا تضمین واکنش قیمت اشتباه نگیرید.

برای هر ناحیه، پیشاپیش تعیین کنید چه چیزی بررسی شما را پایان می‌دهد. برای نمونه، می‌توانید بسته شدن کندل در سوی دیگر ناحیه را نشانه بی‌اعتبار شدن آن در این بررسی بدانید. این یک قاعده برای مقایسه منظم نمونه‌هاست؛ ابزارهای مختلف ممکن است مرز و شرط متفاوتی داشته باشند.

یک مثال فرضی از بررسی ناحیه

فرض کنید قیمت پس از مدتی نوسان محدود، با چند کندل صعودی از محدوده قبلی فاصله می‌گیرد. ابزار، ناحیه‌ای را نزدیک آخرین بخش از حرکت پیش از صعود مشخص می‌کند. در همان لحظه ثبت کنید که ناحیه از کدام کندل‌ها ساخته شده، پهنای آن چقدر است و علامت دقیقاً پس از بسته شدن کدام کندل روی نمودار ظاهر شده است.

حالا بدون جابه‌جا کردن نقطه شروع بررسی، کندل‌ها را یکی‌یکی جلو ببرید. اگر قیمت به ناحیه برگشت، ببینید به کدام بخش آن رسید و سپس چه کرد. واکنش کوتاه‌مدت، عبور کامل یا حرکت بدون بازگشت، هر سه نتیجه‌های قابل ثبت‌اند. نام‌گذاری ناحیه به‌تنهایی نتیجه را تعیین نمی‌کند.

در همین مثال، سطح‌های حمایت و مقاومت می‌توانند زمینه حرکت را روشن‌تر کنند: آیا ناحیه علامت‌گذاری‌شده نزدیک سطحی است که قیمت پیش‌تر چند بار به آن واکنش نشان داده، یا وسط محدوده‌ای شلوغ قرار دارد؟ هم‌پوشانی دو علامت به معنای تأیید قطعی نیست، اما به شما کمک می‌کند جای ناحیه را در ساختار نمودار توضیح دهید.

نمونه را برای حرکت نزولی نیز تکرار کنید. در بررسی اوردر بلاک نزولی، به‌جای فرض کردن اینکه هر بازگشت به ناحیه با افت قیمت همراه می‌شود، همان موارد را ثبت کنید: زمان پیدایش علامت، محدوده آن، رفتار قیمت هنگام بازگشت و شرطی که طبق روش شما ناحیه را بی‌اعتبار می‌کند.

خطاهای رایج هنگام خواندن خروجی

نخستین خطا، دیدن نمودار کامل و تصور کردن این است که همه ناحیه‌ها از ابتدا معلوم بوده‌اند. نمودار گذشته را کندل به کندل مرور کنید تا مشخص شود علامت در زمان تصمیم‌گیری واقعاً روی صفحه وجود داشته است یا بعداً ظاهر شده. اگر ابزار ناحیه‌های قبلی را جابه‌جا می‌کند یا حذف می‌کند، تغییر را هم ثبت کنید.

خطای دیگر، یکی گرفتن برخورد قیمت با ناحیه و واکنش مفید است. ممکن است قیمت فقط لبه ناحیه را لمس کند، مدتی درون آن بماند یا پس از جهشی کوتاه از آن عبور کند. پیش از مرور نمونه‌ها تعریف کنید چه رفتاری را واکنش می‌نامید؛ وگرنه نتیجه بررسی تابع برداشت شما از هر نمودار می‌شود.

پهنای ناحیه نیز اهمیت دارد. ناحیه بسیار پهن برخوردهای بیشتری را در خود جا می‌دهد، اما محل تصمیم‌گیری را مبهم می‌کند. در مقابل، مرز بسیار باریک ممکن است با تغییرات کوچک قیمت بارها نقض شود. هنگام مقایسه دو ابزار، علاوه بر تعداد واکنش‌ها، فاصله مرزها و امکان استفاده عملی از آن‌ها را ببینید.

سرانجام، بازه زمانی بزرگ‌تر را از چشم نیندازید. ناحیه‌ای که در نمودار کوتاه‌مدت روشن به نظر می‌رسد، شاید در دل یک حرکت مخالف در بازه بزرگ‌تر باشد. این مشاهده جهت آینده را مشخص نمی‌کند؛ فقط مانع می‌شود یک علامت کوچک را جدا از زمینه‌اش بخوانید.

چطور دو ابزار را منصفانه مقایسه کنیم؟

برای هر دو ابزار، همان جفت‌ارز، بازه زمانی و بخش یکسانی از تاریخ نمودار را به کار ببرید. در یک برگه ساده، زمان ظاهر شدن هر ناحیه، مرزهای آن، تغییرات بعدی علامت و رفتار قیمت پس از نخستین بازگشت را ثبت کنید. مواردی را که قیمت هرگز به ناحیه برنگشته هم نگه دارید؛ حذف آن‌ها تصویر ناقصی از خروجی ابزار می‌سازد.

به چند نمونه چشمگیر بسنده نکنید. نمونه‌هایی از حرکت صعودی، نزولی و نوسان محدود را با همان قواعد مرور کنید. سپس ببینید کدام ابزار ناحیه‌هایی تولید می‌کند که زمان پیدایش و مرزهایشان برای شما روشن‌تر است. نتیجه ممکن است با تغییر بازار یا تنظیمات عوض شود، پس یادداشت تنظیمات بخشی از نتیجه بررسی است.

اگر قصد دارید از این ناحیه‌ها در یک برنامه معاملاتی استفاده کنید، هزینه معامله، فاصله احتمالی قیمت اجرا از قیمت مورد انتظار و حد زیان احتمالی را جداگانه در نظر بگیرید. درست تشخیص دادن یک ناحیه روی نمودار، به‌تنهایی درباره نتیجه یک معامله چیزی ثابت نمی‌کند.

ترازو با دو ناحیه ساده به رنگ‌های فیروزه‌ای و بنفش روی کفه‌ها

جمع‌بندی

ابزار مناسب برای بررسی اوردر بلاک ابزاری است که بتوانید خروجی آن را در لحظه پیدایش ببینید، تغییراتش را دنبال کنید و ناحیه‌هایش را با قواعد ثابت ارزیابی کنید. از یک مثال فرضی شروع کنید، سپس همان روش را روی نمونه‌های گوناگون گذشته به کار ببرید. اگر زمان رسم یا مرز ناحیه روشن نیست، آن ابهام را در نتیجه بررسی بنویسید. چنین یادداشتی از انتخاب ابزار فقط بر پایه نمودارهای موفق گذشته جلوگیری می‌کند.

آیا مطالعه این مقاله برای شما مفید بود؟!

advertise blog post end

نوشته‌های مشابه

دیدگاه‌ها