فرض کنید روی نمودار یک رمزارز نقطه ورود، حد ضرر و هدف قیمتی را مشخص کردهاید. حالا میخواهید ببینید اگر معامله با اهرم انجام شود، زیان احتمالی چه سهمی از سرمایهای خواهد بود که برای آن کنار گذاشتهاید. ترسیم این محدوده در تریدینگ ویو میتواند به مرتب کردن محاسبات کمک کند، اما عددی که روی نمودار میبینید به مفروضات شما وابسته است.
در این مقاله چه میخوانیم؟
در این تمرین، یک موقعیت خرید فرضی را قدم به قدم حساب میکنیم و بعد سراغ خطاهایی میرویم که باعث میشوند برآورد روی نمودار با نتیجه واقعی معامله فرق کند. اعداد فقط برای آموزش هستند و قیمت هیچ دارایی مشخصی را نشان نمیدهند.

پیش از رسم موقعیت، این عددها را جدا کنید
برای بررسی اهرم در تریدینگ ویو، ابتدا سرمایه اختصاصیافته، ضریب اهرم و ارزش کل موقعیت را جداگانه بنویسید. اگر ۱۰۰ واحد از یک ارز مبنا را به عنوان وجه اولیه کنار بگذارید و اهرم ۵ انتخاب کنید، ارزش اسمی موقعیت در این مثال ۵۰۰ واحد میشود. تغییر قیمت بر ارزش کل موقعیت اثر میگذارد؛ درصد سود یا زیان نسبت به وجه اولیه به همین دلیل بزرگتر دیده میشود.
برای مرور سازوکار پایه و تفاوت وجه اولیه با اندازه موقعیت، مطلب اهرم در ارز دیجیتال را بخوانید. در اینجا تمرکز بر بررسی یک معامله مشخص است: ورود کجاست، خروج برنامهریزیشده کجاست و فاصله این دو چه اثری بر وجه اولیه دارد.
اگر از ابزار ترسیم موقعیت خرید یا فروش استفاده میکنید، قیمت ورود، حد ضرر و هدف را با طرح معامله خود یکسان نگه دارید. سپس واحد نمایش قیمت و اندازه موقعیت را بخوانید. نمایش یک نسبت یا درصد روی نمودار به تنهایی نشان نمیدهد که کارمزد، هزینه نگهداری موقعیت یا شرایط اجرای سفارش در آن لحاظ شده است.
مثال فرضی: ورود در ۱۰۰، حد ضرر در ۹۸
فرض کنید قیمت فرضی هر واحد دارایی ۱۰۰ است. با وجه اولیه ۱۰۰ و اهرم ۵، ارزش اسمی موقعیت خرید ۵۰۰ میشود؛ بنابراین اندازه موقعیت در این مثال ۵ واحد دارایی است. حد ضرر را روی ۹۸ و هدف را روی ۱۰۴ میگذارید. این قیمتها صرفاً برای ساده شدن حساب انتخاب شدهاند.
اگر قیمت از ۱۰۰ به ۹۸ برسد و خروج دقیقاً در ۹۸ انجام شود، زیان هر واحد ۲ و زیان پنج واحد ۱۰ است. این مقدار برابر ۲ درصد ارزش اسمی موقعیت و ۱۰ درصد وجه اولیه ۱۰۰ واحدی است. اگر قیمت به ۱۰۴ برسد و خروج دقیقاً همانجا انجام شود، سود ناخالص هر واحد ۴ و سود ناخالص کل ۲۰ خواهد بود؛ یعنی ۴ درصد ارزش موقعیت و ۲۰ درصد وجه اولیه.
فاصله ورود تا حد ضرر در این طرح ۲ و فاصله ورود تا هدف ۴ است؛ پس نسبت ریسک به ریوارد، پیش از هزینهها و با فرض اجرای خروج در قیمت تعیینشده، یک به دو است. برای انتخاب منطقی این فاصلهها باید نمودار و سناریوی خروج را جداگانه بررسی کنید؛ تحلیل تکنیکال میتواند به مشخص کردن سطحهای مورد نظر کمک کند، اما تحقق سود یا اجرای سفارش در آن سطحها را تضمین نمیکند.
این محاسبه کارمزد معامله، هزینه احتمالی نگهداری موقعیت، لغزش قیمت و تغییرات وجه تضمین را کنار میگذارد. اگر حد ضرر با قیمتی بدتر اجرا شود، زیان از ۱۰ واحد بیشتر میشود. همچنین در معامله اهرمی ممکن است پیش از رسیدن قیمت به حد ضرر، قواعد مارجین و لیکویید شدنِ محل اجرای معامله بر موقعیت اثر بگذارند.

خطاهای رایج را چگونه پیدا کنیم؟
نخست، واحدها را کنترل کنید. در مثال بالا ۵۰۰ ارزش اسمی موقعیت است، نه مقدار سرمایهای که از موجودی خود اختصاص دادهاید. اگر ۵۰۰ را دوباره در اهرم ۵ ضرب کنید، اندازه موقعیت را پنج برابر بیش از مقدار مورد نظر حساب کردهاید. برای کنترل سریع، ارزش موقعیت را بر قیمت ورود تقسیم کنید؛ حاصل باید با تعداد واحد دارایی در محاسبه سود و زیان برابر باشد.
دوم، درصد تغییر قیمت را با درصد بازده روی وجه اولیه یکی نگیرید. افت ۲ درصدی قیمت در همین مثال، پیش از هزینهها، زیانی معادل ۱۰ درصد وجه اولیه ایجاد میکند. اگر اندازه موقعیت یا اهرم تغییر کند، این نسبت هم تغییر خواهد کرد. بهتر است کنار هر درصد بنویسید مخرج آن قیمت دارایی، ارزش موقعیت یا وجه اولیه است.
سوم، جهت موقعیت را بررسی کنید. محاسبه بالا برای خرید است. در موقعیت فروش، افزایش قیمت میتواند زیان ایجاد کند و جای حد ضرر و هدف نسبت به نقطه ورود عوض میشود. اشتباه در انتخاب جهت ابزار ترسیم، حتی با قیمتهای درست، برداشت شما از سود و زیان را وارونه میکند.
چهارم، نتیجه روی نمودار را با مشخصات سفارش در محل معامله تطبیق دهید. نمودار به خودی خود سفارش ثبت نمیکند و ممکن است اندازه موقعیت، نوع مارجین، اهرم انتخابی یا شرایط اجرای حد ضرر در محل معامله متفاوت باشد. پیش از ثبت سفارش، مقدار سفارش و زیان احتمالی را با عددهای همان محل دوباره محاسبه کنید.
یک روش کوتاه برای بازبینی معامله
برای بازبینی، ابتدا قیمت ورود، حد ضرر و هدف را یادداشت کنید. سپس وجه اولیه و اهرم را به ارزش اسمی و تعداد واحد دارایی تبدیل کنید. فاصله قیمت ورود تا حد ضرر را در تعداد واحدها ضرب کنید تا زیان ناخالص به دست آید. همین کار را برای هدف انجام دهید و بعد هزینههای قابل اعمال را به برآورد خود اضافه کنید.
اگر عددهای ترسیمشده در تریدینگ ویو با محاسبه دستی سازگار نیستند، از واحد قیمت، تعداد واحد دارایی و جهت معامله شروع کنید. پس از رفع اختلاف، محدودیت اجرای حد ضرر و شرایط مارجین را در محل ثبت سفارش بررسی کنید. این ترتیب کمک میکند خطای حسابی را از ریسک واقعی اجرای معامله جدا کنید.
جمعبندی
اهرم در تریدینگ ویو زمانی برای برنامهریزی مفید است که عددهای نمودار را به وجه اولیه و اندازه واقعی موقعیت وصل کنید. در مثال فرضی، حرکت ۲ درصدی قیمت به سوی حد ضرر، برای موقعیت پنجبرابری زیانی معادل ۱۰ درصد وجه اولیه ایجاد کرد؛ این نتیجه به اجرای خروج در قیمت تعیینشده و کنار گذاشتن هزینهها وابسته بود. پیش از هر سفارش، محاسبه را با شرایط همان معامله تکرار کنید و برای لغزش قیمت و تغییر شرایط مارجین هم جا بگذارید.


