وانفینکس
تمرین ترند تریدینگ با یک نمودار فرضی و بررسی خطاها

تمرین ترند تریدینگ با یک نمودار فرضی و بررسی خطاها

16 آبان 1405

320

زمان تقریبی مطالعه: 3 دقیقه

دیدن چند کندل صعودی برای تصمیم به معامله کافی نیست. معامله‌گر باید بداند کدام حرکت قیمت را نشانه ادامه روند می‌داند، در چه شرایطی وارد می‌شود و چه زمانی فرض اولیه‌اش را کنار می‌گذارد. این تصمیم‌ها وقتی روی کاغذ روشن باشند، بررسی معامله پس از پایان آن هم آسان‌تر می‌شود.

اگر با چارچوب کلی ترند تریدینگ آشنا هستید، مثال زیر فرصتی برای تمرین آن روی یک مسیر قیمت فرضی است. اعداد فقط برای نشان دادن روش محاسبه‌اند و به قیمت هیچ رمزارزی اشاره ندارند. هدف این است که پیش از ثبت سفارش، سناریوی ورود و خروج را با هم بسنجید.

advertise blog post start

یک مسیر فرضی قیمت را بخوانیم

فرض کنید قیمت یک رمزارز در یک بازه زمانی مشخص از ۱۰۰ به ۱۰۸ واحد می‌رسد، تا ۱۰۴ عقب می‌نشیند، به ۱۱۲ می‌رسد، تا ۱۰۷ اصلاح می‌کند و سپس به ۱۱۵ می‌رود. دو کف ۱۰۴ و ۱۰۷ و دو سقف ۱۰۸ و ۱۱۲ به ترتیب بالاتر رفته‌اند. این ترتیب می‌تواند مبنای یک سناریوی صعودی باشد، اما حرکت بعدی قیمت را تضمین نمی‌کند.

معامله‌گر فرضی تصمیم می‌گیرد تنها در صورتی ورود را بررسی کند که قیمت بالای سقف ۱۱۲ تثبیت شود و بعد به نزدیکی ۱۱۳ برگردد. اگر قیمت مستقیم از ۱۱۵ بالاتر برود و به محدوده مورد نظر برنگردد، طبق همین برنامه معامله‌ای انجام نمی‌دهد. این شرط جلوی تغییر عجولانه نقطه ورود پس از دیدن یک حرکت تند را می‌گیرد.

برای این تمرین، ورود را ۱۱۳ و حد زیان را ۱۰۶ در نظر بگیرید؛ یعنی کمی پایین‌تر از کف اخیر ۱۰۷. فاصله ورود تا حد زیان برای هر واحد رمزارز ۷ واحد است. اگر سرمایه فرضی ۱۴۰۰ واحد باشد و معامله‌گر بخواهد حداکثر ۱ درصد آن، یعنی ۱۴ واحد، را در معرض زیان برنامه‌ریزی‌شده قرار دهد، اندازه موقعیت ۲ واحد رمزارز می‌شود: ۱۴ تقسیم بر ۷. ارزش خرید در قیمت ورود ۲۲۶ واحد است. این محاسبه کارمزد، اختلاف قیمت خرید و فروش و لغزش هنگام اجرای سفارش را در بر نمی‌گیرد؛ زیان واقعی ممکن است از ۱۴ واحد بیشتر شود.

کجا ممکن است برداشت ما اشتباه شود؟

اولین خطا، انتخاب دلخواه بازه زمانی پس از دیدن نتیجه است. ممکن است ساختار قیمت در نمودار ساعتی صعودی باشد، در حالی که نمودار روزانه تصویر دیگری نشان می‌دهد. پیش از بررسی نقطه ورود، بازه تصمیم‌گیری و بازه‌ای را که برای دید کلی بازار می‌خوانید مشخص کنید. تغییر مداوم بازه زمانی می‌تواند هر نتیجه‌ای را ظاهراً تأیید کند.

خطای بعدی، یکی گرفتن عبور لحظه‌ای از سقف با ادامه قطعی حرکت است. در مثال ما رسیدن قیمت به ۱۱۵ به‌تنهایی نمی‌گوید خریداران در قیمت‌های بالاتر باقی می‌مانند. اگر برنامه به بسته شدن کندل بالای ۱۱۲ وابسته است، باید همان شرط را بررسی کرد. همچنین اگر پس از عبور، قیمت دوباره زیر آن ناحیه قرار گیرد، لازم است سناریوی اولیه بازبینی شود.

گاهی معامله‌گر یک اندیکاتور را به نمودار اضافه می‌کند و چون علامت آن با انتظارش هماهنگ است، کف ۱۰۷ یا فاصله زیاد تا حد زیان را نادیده می‌گیرد. ابزار کمکی باید پاسخ یک پرسش مشخص را روشن‌تر کند؛ برای نمونه، آیا شتاب حرکت نسبت به چند کندل قبل تغییر کرده است؟ هیچ علامتی جای تعیین نقطه ابطال سناریو و محاسبه اندازه موقعیت را نمی‌گیرد.

اشتباه دیگر، رسم خط روند به شکلی است که تنها از نقاط دلخواه عبور کند. در تحلیل تکنیکال، خط یا ناحیه‌ای که روی نمودار می‌گذارید باید با ساختار قابل مشاهده قیمت سازگار باشد. اگر برای حفظ ظاهر روند ناچارید کف تازه‌ای را نادیده بگیرید، بهتر است سناریو را از نو بررسی کنید. نام‌گذاری یک حرکت به‌عنوان روند، زیان احتمالی آن را کم نمی‌کند.

ذره‌بینی روی نمودار فرضی با نشان هشدار کنار برگشت قیمت
عبور کوتاه قیمت از سقف قبلی، به‌تنهایی ادامه روند را تأیید نمی‌کند.

پیش از سفارش چه چیزهایی را ثبت کنیم؟

یک یادداشت کوتاه می‌تواند تصمیم را قابل بررسی کند. در آن، بازه زمانی، ترتیب سقف‌ها و کف‌ها، شرط ورود، نقطه‌ای که سناریو را باطل می‌کند و مقدار سرمایه در معرض خطر را بنویسید. سپس هزینه احتمالی معامله و امکان اجرای سفارش با قیمتی متفاوت از قیمت دلخواه را در نظر بگیرید. در بازار کم‌عمق، همین اختلاف می‌تواند محاسبه اولیه ریسک را تغییر دهد.

پس از معامله هم نتیجه را فقط با سود یا زیان نسنجید. ببینید آیا شرط ورود واقعاً رخ داد، آیا اندازه موقعیت مطابق برنامه بود و آیا هنگام تغییر ساختار قیمت به برنامه عمل کردید. اگر قیمت برخلاف انتظار حرکت کرد، ثبت دلیل تصمیم‌ها از جابه‌جا کردن ذهنی نقطه ورود یا حد زیان پس از وقوع رویداد جلوگیری می‌کند.

  • آیا بازه زمانی و ساختار سقف‌ها و کف‌ها پیش از ورود مشخص شده‌اند؟
  • آیا شرط ورود و وضعیتِ بدون معامله روشن است؟
  • آیا فاصله تا حد زیان با اندازه موقعیت و هزینه‌های احتمالی سازگار است؟
  • اگر قیمت از نقطه ورود عبور کند، آیا برنامه‌ای برای صرف‌نظر کردن از معامله دارید؟

جمع‌بندی

در این تمرین، مشاهده کف‌ها و سقف‌های بالاتر فقط آغاز بررسی بود. شرط ورود در ۱۱۳، حد زیان در ۱۰۶ و اندازه موقعیت ۲ واحدی نشان دادند که یک برداشت از روند چگونه به برنامه‌ای قابل محاسبه تبدیل می‌شود. اگر قیمت به نقطه ورود برنگردد یا ساختار پیش از ورود تغییر کند، همان برنامه می‌تواند به تصمیم برای معامله نکردن برسد. ارزش تمرین در روشن کردن همین شرط‌ها پیش از مواجهه با نوسان واقعی است.

آیا مطالعه این مقاله برای شما مفید بود؟!

advertise blog post end

نوشته‌های مشابه

دیدگاه‌ها